کلید سعادت و آخرت در کلمات سید علی آقای قاضی (رحمة الله علیه)

بسم الله الرحمن الرحیم

سید علی آقا قاضی در یکی از نامه هایش چنین می نگارد: «بسم الله الرحمن الرحیم، بعد حمدالله جل شأنه و الصلاه و السلام علی رسوله؛ حضرت آقا! تمام این خرابی ها که از جمله است وسواس و عدم طمأنینه، از غفلت است؛ و غفلت کمتر مرتبه اش.......... ادامه در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: مقربین عرفانی ، آیت الله قاضی طباطبایی
برچسب‌ها: آیت الله قاضی

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱۳۹۴/۱۰/۱۲ | ۱:۲۴ ب.ظ | نویسنده : ک الحسین |

صبر و استقامت چهل ساله

بيت زير از اشعار ايشان مي باشد:

و لا تکن کمثل من ان فتح الباب خرج

والزم و کن کمثل من ان فتح الباب ولج

اگر دري باز شد، تو بيشتر استقامت به خرج بده؛ بگو خدايا! افزونش کن؛ بايد در عبوديت استقامت ورزيد، يعني صبور شد؛ اگر خواستند بکشندش، بگويد من از خدا دست بر نمي دارم؛ اگر نان و آبش را قطع کردند، استقامت کند، و حتي اگر دنيا جمع شود و بگويند بيا صرفنظر کن بگويد صرفنظر نمي کنم.

و آيت ا... قاضي به اين زودي ها خسته نمي شود.

و مي گويد:

« هر چه بادا باد، در بحر جنون پا مي زنم، امشب کشفي نصيبم شد شد، نشد نشد، امشب خوابي ديدم ديدم، نديدم نديدم، من کشف نمي خواهم تمام اين مدت چهل سال آن هم براي زرق و برق و کشف و کرامتي چند، نه! من معرفت خودش را مي خواهم، من خودش را مي خواهم.»

اسم اعظم را استقامت بر وحدانيت خداي جل و علا مي داند و مي گويد:

« اگر شخص در طلب، استقامت پيدا کرد، اسم اعظم در روح او جا پيدا مي کند و آن وقت لايق اسرار ربوبي مي گردد.»

و خود چون استقامت دارد، سرانجام صداي فرشتگان را مي شنود که:

« ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تنزل عليهم الملائکه الا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنه التي کنتم توعدون:

آنان که گفتند پروردگار ما الله است و بر اين ايمان پايدار ماندند، فرشتگان بر آن ها نازل شوند که ديگر هيچ ترسي و حزن و اندوهي نداشته باشيد و شما را به همان بهشتي که وعده دادند بشارت باد. سوره فصلت آيه 30 ».

فتح باب

آيت ا... قاضي هميشه نماز مغرب و عشاء را، در حرمين شرفين امام حسين (ع)و حضرت ابوالفضل (ع)به جا مي آورد، و چون به حرم حضرت ابوالفضل (ع)مي رسد، با خود مي انديشد که تا به حال در مدت اين چهل سال هيچ چيز از عالم معنا برايم ظهور نکرده، هر چه دارم به عنايت خدا و به برکت ثبات است.

در راه سيّد ترک زباني که ديوانه است، به طرف او مي دود و مي گويد؛ سيّد علي، سيّد علي، امروز مرجع اولياء در تمام دنيا حضرت ابوالفضل (ع)هستند، و او آن قدر سر در گريبان است که متوجه نمي شود آن سيد چه مي گويد! به حرم حضرت ابوالفضل (ع)مي رود. اذن دخول و زيارت و نماز زيارت مي خواند و مي خواهد که مشغول نماز مغرب شود.

آيت الله نجابت مي گويد:

« تکبيره الاحرام را که مي گويد، مي بيند که وضع در اطراف حرم حضرت ابوالفضل (ع)به طور کلي عوض مي شود، آن گونه که نه چشمي تا به حال ديده و نه گوشي شنيده و نه به قلب بشري خطور کرده است. قرائت را کمي نگه مي دارد تا وضع تخفيف يابد و بعد دوباره نماز را ادامه مي دهد، مستحبات را کم مي کند و نماز را سريع تر از هميشه به پايان مي رساند. به حرم امام حسين (ع)نمي رود و به دنبال جايي خلوت به خانه رفته و براي اين که با اهل منزل هم برخورد نکند به پشت بام مي رود. آن جا دراز مي کشد و دوباره آن حال مي آيد و بيشتر مي ماند. تا اهل منزل سيني چاي را مي آورد، آن حال مي رود. نماز عشاء را مي خواند و دوباره آن وضع بر مي گردد؛ چيزي که تا به حال حتي به گفته خودش يک ذره اش را هم نديده است و حالا که ديده نه مي تواند در بدن بماند و نه مي تواند بيرون بيايد. دوباره که شام را مي آوردند، آن حال قطع مي شود و نيمه شب دوباره بر مي گردد و مدت بيشتري طول مي کشد . »

آري و بالاخره درهاي آسمان برايش گشوده و فتح باب مي شود.

مي گويد:

« آن چه را مي خواستم، تماماً بدست آوردم و امام حسين (ع)در را به رويم گشود. ابن فارض يک قصيده تائيه براي استادش گفته؛ من هم يک قصيده تائيه براي امام حسين (ع)گفته ام نمره يک! که کار مرا ايشان درست کرد و در غيب را به نحو اتم برايم باز کرد. »

«او در اثر طلب حقيقي و استقامت به خانه که نه، به خود صاحبخانه رسيده است و يار او را به درون خانه راه داده؛ او از حصار تنگ دنيا که خيال و سرابي بيش نبوده و حقيقي ندارد، گذشته و به عالم روح و مجردات پيوسته است و چون فهميده که از عالم خيال چيزي نصيبش نمي شود، باب خيال برايش بسته مي شود. »

آيت الله نجابت نقل مي کند:

دفعه اولي که ما آيت الله قاضي را ديديم، خيلي با ما گرم گرفتند و ما را تحويل گرفتند. در اثر اين التفات زياد، من زبانم باز شد و گفتم: آقا اين وضع اهل معرفت به خيال است يا به حقيقت؟ ناگهان ايشان چشمهايش درشت شد و گفت:
« اي فرزندم من چهل سال است با حضرت حق هستم و دم از او مي زنم اين پندار و خيال است؟! »

 


موضوعات مرتبط: آیت الله قاضی طباطبایی

تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۱۹ | ۷:۲۶ ب.ظ | نویسنده : ک الحسین |

در پي محبوب

ايشان از جواني به دنبال تزکيه و تهذيب نفس و کسب معنويت و معارف بلند اسلام بود و در اين راه چهل سال صبر و مجاهده کرد و چهل سال درد طلب و عشق، آرام و قرار و خواب و خوراک را از وي ربوده بود.
ضمير الهي اش او را به عالم قدس مي خواند و او که قصد کوي جانان را در سر دارد، مي خواهد به هر نحو شده از اين خاکدان طبيعت به عالم نور و ملکوت پا گذارد.

مي داند که جانب عشق عظيم است و نبايد به راحتي از دستش بدهد و فرو بگذاردش، براي همين چهل سال است که مشغول مجاهده است.

چهل سال است که آداب عبوديت مي آموزد و هنوز معشوق به حضور خود راهش نداده است!

خود ايشان مي گويد:

« نزد هر کس احتمال مي دادم از او چيزي بفهمم، مي نشستم اگر مطلبي را مي فهميدم، که خود خدا نعمت داده بود و اگر نمي فهميدم ديگر به آن شخص مراجعه نمي کردم. »

تقيّد تام به آداب شرع

براي همين آن قدر خود را به ضوابط و آداب شرع و رعايت مستحبات و ترک مکروهات ملزم ساخته بود تا امري از محبوب فرو نماند و آن قدر بر آن اصرار مي کند که به حسب طاقت بشري هيچ مستحبي از او فوت نمي شود تا آن جا که بعضي از مخالفان و معاندان مي گويند:

« قاضي که اين قدر خود را مقيّد به آداب کرده شخصي ريايي و خودنماست. »

و عده اي ديگر هم با وجود مخالفت باز نمي توانند تحسينش نکنند.

يکي از مخالفين ايشان مي گويد:

« من سفر بسيار کردم، با بزرگان عالم اسلام محشور بوده ام و از احوال بسياري از آنان بالمشاهده آگاهم اما حقيقتاً هيچ کس را همانند قاضي تا بدين حد مقيد به آداب شرع نديده ام. »

خود ايشان مي گويد:

« چون بيست سال تمام چشمم را کنترل کرده بودم، چشم ترس براي من آمده بود، چنان که هر وقت مي خواست نامحرمي وارد شود از دو دقيقه قبل خود به خود چشم هايم بسته مي شد و خداوند به من منت گذاشت که چشم من بي اختيار روي هم مي آمد و آن مشقت از من رفته بود. »

و ايشان نا اميد نمي شود، مي داند که طلب حقيقي جدا از مطلوب نيست زيرا که شنيده است:

«اذا تقرب اليّ شبراً تقربت اليه ذراعاً:

و هرگاه به اندازه يک وجب به من نزديک شود به اندازه زراعي به او نزديک شوم. »

اين قدم ها بايد برداشته شود و آن نزديکي بايد حاصل گردد تا زماني که عاشق به معشوق برسد و پرده ها کامل برداشته شود و وصال صورت گيرد و البته معلوم است که معشوق خود در همه جا پيشقدم و مشتاق تر است.
« او نيز اطمينان دارد که باز نشدن در روحانيت، نه از ناحيه بي التفاتي معشوق است بلکه اگر در، بي موقع باز شود صد در صد خام از کار در آيد! »

و بعدها آيت الله قاضي که خود چهل سال پشت در مانده، و صادق بودن خود را در آن عشق و محبت به محبوب و معبود ازل ثابت کرده، درس استقامت و صبوري را به شاگردانش هم مي آموزد و چنين مي گويد:

« اگر به جستجوي آب زمين را کندي، نبايد خسته و نااميد شوي، اگر وقتش باشد به آب مي رسي، وگرنه نااميد مشو که بالاخره به آب مي رسي و حتي آ برايت فوران مي کند. »

آيت الله نجابت از قول ايشان مي گويد:

«چهل سال است دم از پروردگار عالم زدم. چند مرتبه خواستند مرا بکشند، آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني نگذاشت و خدا هم کمکم کرد! در اين مدت نه خوابي ديدم، نه مکاشفه اي، نه رفيقي، نه همدردي، چهل سال است که در را مي کوبم و خبري نيست.»

 


موضوعات مرتبط: آیت الله قاضی طباطبایی

تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۷/۲۷ | ۲:۵ ب.ظ | نویسنده : ک الحسین |
خلاق آسمانی در خانه

باری! آقای قاضی عرفانی همه جانبه دارد، پس هم در منزل اخلاقش آسمانی است، هم


موضوعات مرتبط: آیت الله قاضی طباطبایی
برچسب‌ها: آیت الله قاضی

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۱۱ | ۱۱:۱۹ ق.ظ | نویسنده : ک الحسین |
کلید سعادت و آخرت در کلمات سید علی آقای قاضی (رحمة الله علیه)
موضوعات مرتبط: آیت الله قاضی طباطبایی
برچسب‌ها: آیت الله قاضی

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۱/۰۵/۱۰ | ۶:۴۰ ب.ظ | نویسنده : ک الحسین |
.: Weblog Themes By Bia2skin :.